حیوانات
بیش از ۷۰ میلیارد حیوان خشکیزی هر سال برای خوراک کشته میشوند. هرکدام موجودی مستقل با ارادهای برای زیستن هستند. ما دستکم موظفیم از مشارکت سر باز زنیم.
چهار دلیل که به یک انتخاب ختم میشوند. استدلال برای وگانیسم تنها یک بحث نیست — بلکه بسیاری است که یکدیگر را تقویت میکنند.

بیش از ۷۰ میلیارد حیوان خشکیزی هر سال برای خوراک کشته میشوند. هرکدام موجودی مستقل با ارادهای برای زیستن هستند. ما دستکم موظفیم از مشارکت سر باز زنیم.
دامداری صنعتی اصلیترین عامل جنگلزدایی، مناطق مرده اقیانوسی و کاهش آب شیرین است. گذار به گیاهان بزرگترین کاهش ردپای زیستمحیطیای است که یک فرد میتواند انجام دهد.
رژیم گیاهی مبتنی بر غذاهای کامل خطر بیماری قلبی، دیابت نوع ۲ و چندین سرطان را کاهش میدهد — بهویژه در مناطقی که دسترسی به بهداشت محدودتر است.
جوامعی که اول و بیشتر از همه تغییرات اقلیمی را احساس میکنند، همانهایی هستند که کمترین مسئولیت را در قبال آن دارند. حاکمیت غذایی و خوردن سنتی گیاهمحور ابزارهای مقاومت هستند.
اینها موارد استثنایی یا اپراتورهای متخلف نیستند. این یک رویه استاندارد، حسابرسیشده و قانونی در چهار صنعت بزرگ فرآوردههای حیوانی در جهان است.
پشت یک برچسب تمیز سوپرمارکت، بزرگترین و پنهانترین سیستم رنج حیوانی در تاریخ بشر نهفته است.
گوسالهها، خوکچهها و جوجهها در عرض چند ساعت پس از تولد از مادرانشان جدا میشوند. اکثر هرگز چمن، آفتاب یا هوای آزاد را حس نمیکنند. اصلاح نژاد انتخابی بدنهایشان را فراتر از حد سلامت عملکردی کشانده است.
شاخزنی، داغگذاری، اختهکردن، نوکچینی، دُمبری — همه بهطور معمول بدون بیحسی انجام میشوند. اینها سوءاستفاده توسط عوامل بد نیستند. این رویه استاندارد صنعت است.
دام تقریباً ۱۵٪ از کل انتشار گازهای گلخانهای را تشکیل میدهد — بیشتر از کل بخش حملونقل جهانی. اصلیترین عامل جنگلزدایی و مناطق مرده اقیانوسی است.
گوشت فرآوریشده توسط WHO به عنوان سرطانزای گروه ۱ طبقهبندی شده — همان دستهبندی تنباکو. کار در کشتارگاه یکی از بالاترین نرخهای آسیب در هر صنعتی را دارد.
شیر، شیر یک پستاندار است. تولید آن در مقیاس صنعتی نیازمند سیستمی از بارداری اجباری و جداسازی خانواده است.
گاوهای شیری هر سال بارور میشوند. گوسالههایشان چند ساعت پس از تولد گرفته میشوند تا شیر مقدر برای آنها فروخته شود. گوسالههای ماده وارد همین چرخه میشوند. گوسالههای نر برای گوشت گوساله فروخته یا در بدو تولد کشته میشوند.
عمر طبیعی گاو حدود بیست سال است. گاوهای شیری در چهار یا پنج سالگی کشتار میشوند، بدنهایشان از بارداری مکرر و عفونتهای پستان فرسوده شده.
لبنیات یکی از پرمصرفترین غذاها از نظر آب و زمین در زمین است. دریاچههای کود نیتراتها را به آبراهها نشت میدهند. متان از گلههای لبنی کمک عمدهای به گرمایش کوتاهمدت میکند.
اکثر بزرگسالان جهان عدم تحمل لاکتوز دارند — این حالت پیشفرض انسانی است. نیاز به کلسیم بهراحتی از طریق سبزیجات برگدار، حبوبات، کنجد و نوشیدنیهای گیاهی غنیشده برآورده میشود.
حتی تخممرغهای «آزادپرورش» و «بدون قفس» هم از سیستمی میآیند که بر کشتار معمول بنا شده.
جوجههای نر نژادهای تخمگذار نه تخم میگذارند و نه رشد کافی برای گوشت دارند. صدها میلیون از آنها هر سال در عرض چند ساعت پس از هچ شدن زنده آسیاب یا خفه میشوند.
اکثر مرغهای تخمگذار دو سال را در قفسهایی با فضایی کمتر از یک برگ کاغذ میگذرانند. «بدون قفس» معمولاً یعنی دهها هزار پرنده در یک سالن متراکم.
وقتی تولید تخممرغ کاهش یابد، مرغها در حدود دو سالگی به کشتارگاه فرستاده میشوند. عمر طبیعیشان هشت سال است. آنها پرورش یافتهاند تا حدود ۳۰۰ تخم در سال بگذارند — اجداد وحشیشان ۱۰ تا ۱۵ تخم میگذاشتند.
فراموششدهترین حیوانات سیستم غذایی — و بزرگترین منبع مرگ حیوانی در زمین.
تقریباً هیچ قانون رفاهی ماهیها را پوشش نمیدهد. از اعماق آنقدر سریع کشیده میشوند که کیسههای شناوریشان میترکد، در حالی که هنوز هوشیارند روی عرشه شکمپاره میشوند، یا زنده در کارخانههای کنسروسازی جوشانده میشوند.
بیش از یکسوم ذخایر ماهی وحشی ارزیابیشده بیش از حد بهرهبرداری شدهاند. تراولهای کفکش بستر دریا را از حیات میزدایند — هر عبور اکوسیستمهایی را که قرنها شکل گرفته نابود میکند.
ماهیهای پرورشی در قفسهای پر از بیماری نگه داشته میشوند که انگلهای دریایی زندهزندهشان میخورند. بسیاری از گونههای پرورشی برای تغذیه به ماهیهای وحشی نیاز دارند.
بیشتر افرادی که عادات غذایی خود را تغییر میدهند، این کار را به دلیل یک دلیل شخصی انجام میدهند – و تنها پس از آن با دلایل دیگر آشنا میشوند. هر چهار ستون واقعی هستند. شما برای عمل کردن به هر یک از آنها نیازی به باور کردن همه آنها ندارید.
سالانه بیش از ۹۲ میلیارد حیوان زمینی برای مصرف خوراک کشته میشوند. هر یک از آنها موجودی هوشیار و قادر به احساس ترس، درد، ترجیح و ارتباط هستند. سوال در مورد اینکه آیا میتوان این رنج را در مقیاس صنعتی ایجاد کرد یا خیر، مستقیمترین سوال اخلاقی است که سیستم غذایی مطرح میکند. برای پاسخ به آن به هیچ استدلال زیستمحیطی یا بهداشتی نیاز نیست.
کشاورزی حیوانی مسئول ۱۴.۵ درصد از انتشار گازهای گلخانهای جهانی (FAO، ۲۰۱۳)، ۸۰ درصد از جنگلزدایی آمازون، و ۷۷ درصد از مصرف زمینهای کشاورزی جهانی است، در حالی که تنها ۱۸ درصد از کالری مورد نیاز را تأمین میکند. این بزرگترین عامل اصلی کاهش آب شیرین، از بین رفتن تنوع زیستی، و مناطق مرده اقیانوسی ناشی از رواناب کشاورزی است. هیچ استراتژی آب و هوایی که غذا را نادیده بگیرد کامل نیست.
آکادمی تغذیه و رژیم غذایی، انجمن رژیم غذایی بریتانیا، WHO، و نهادهای معادل در بیش از دهها کشور اعلام کردهاند که رژیمهای غذایی گیاهی با برنامهریزی مناسب برای تمام مراحل زندگی مناسب هستند و با نرخهای پایینتر بیماریهای قلبی، دیابت نوع ۲، فشار خون بالا و چندین نوع سرطان مرتبط هستند. شواهد علمی منتشر شده در این زمینه بهطور غیرعادی سازگار هستند.
دامداری صنعتی آسیبهای خود را بر جوامع فاقد قدرت سیاسی متمرکز میکند: کارگران کشتارگاه — که به طور نامتناسبی مهاجران و کارگران با درآمد پایین هستند — زندگی در نزدیکی مناطق تغذیه دام، کشاورزان خرد که توسط رقبای صنعتی یارانهدار ضعیف میشوند، و جوامع در جنوب جهانی که بدترین تأثیرات آب و هوایی و استفاده از زمین را که خودشان ایجاد نکردهاند تحمل میکنند. سیستم خنثی نیست.
واژه «ظلم» در بافت کشاورزی حیوانی گاهی به معنای رفتارهای استثنایی و خارج از عرف استفاده میشود. اما اینگونه نیست. اعمالی که در زیر شرح داده شدهاند، استاندارد، مورد بازرسی و قانونی در اکثر کشورهای بزرگ تولیدکننده غذا در جهان هستند. آنها نتیجه اعمال افراد بد نیستند؛ بلکه نتیجه سیستمهایی هستند که برای افزایش بهرهوری بهینه شدهاند.
درک این موضوع مهم است چرا که به این معناست که مشکل با اجرای بهتر قوانین موجود قابل حل نیست. این اعمال خود قوانین هستند. راه حل، در صورت وجود، در ساختار تقاضا نهفته است — به همین دلیل انتخابهای غذایی یکی از معدود اهرمهایی است که افراد، خانوادهها و مؤسسات میتوانند مستقیماً از آن استفاده کنند.
قفسهای تجمعی برای مرغهای تخمگذار، به هر پرنده تقریباً به اندازه یک ورق A4 برای تمام عمرش فضا میدهد. قفسهای آبستنی برای خوکهای مادر آنقدر باریک هستند که حیوان نمیتواند در آنها بچرخد. اینها موارد استثنایی نیستند — آنها در بسیاری از کشورها اکثریت مرغهای تخمگذار و خوکهای مادر را در خود جای میدهند.
گوسالههای لبنی در عرض چند ساعت پس از تولد از مادران خود جدا میشوند تا شیر گاو برای مصرف انسان جمعآوری شود. این امر باعث استرس شدید در هر دو حیوان میشود — محققان رفتار، تماسهایی را که گاوها هنگام بردن گوسالهها برقرار میکنند، گاهی برای روزها، ثبت کردهاند. این یک روش استاندارد در هر عملیات تجاری لبنیات است.
قطع نوک مرغ (برداشتن نوک منقار مرغ)، قطع دم در خوکها و گاوها، اخته کردن خوکچهها و گوسالههای نر — این اقدامات بدون بیحسی در اکثر حوزههای قضایی انجام میشود. اینها پاسخهایی به رفتارهای استرسآوری هستند که از ازدحام بیش از حد ناشی میشوند، نه مداخلاتی که خود ازدحام را برطرف میکنند.
مرغهای گوشتی به صورت انتخابی برای رسیدن به وزن کشتار در ۳۵ تا ۴۲ روز پرورش داده میشوند — سرعتی آنقدر بالا که بسیاری نمیتوانند وزن بدن خود را تحمل کنند. نارسایی قلبی، ناهنجاریهای پا و مشکل در راه رفتن شایع است. پرندگانی که برای کشتار میرسند از قبل در ناراحتی مزمن زندگی میکنند.
بزرگترین متاآنالیز تأثیر زیستمحیطی غذا تا به امروز — ۳۸۰۰۰ مزرعه، ۴۰ محصول غذایی، ۱۱۹ کشور. نشان داد که محصولات حیوانی ۸۳ درصد از زمینهای کشاورزی را به خود اختصاص میدهند در حالی که ۱۸ درصد از کالری را تأمین میکنند، و رژیم غذایی گیاهی مؤثرترین تغییر غذایی برای کاهش تأثیر زیستمحیطی است.
تحلیلهای اصلی سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد (FAO) در مورد سهم دامداری در انتشار گازهای گلخانهای، استفاده از زمین و آب. برآورد بهروزرسانی سال ۲۰۱۳ سهم دامداری را ۱۴.۵٪ از انتشار گازهای گلخانهای جهانی عنوان کرد.
بزرگترین نهاد متخصصین تغذیه در جهان که تأیید میکند رژیمهای غذایی گیاهی با برنامهریزی مناسب، سالم، از نظر تغذیهای کافی و برای تمام مراحل زندگی مناسب هستند.
آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان (IARC) گوشت فرآوری شده را به عنوان یک ماده سرطانزای گروه ۱ و گوشت قرمز را به عنوان یک ماده سرطانزای احتمالی گروه ۲A طبقهبندی کرد، بر اساس بررسی بیش از ۸۰۰ مطالعه.
پلتفرم علمی-سیاستگذاری بیندولتی در مورد تنوع زیستی (IPBES) ارزیابی کرد که تغییر کاربری زمین — که در ابتدا توسط کشاورزی هدایت میشود — عامل اصلی از بین رفتن تنوع زیستی است، با کشاورزی حیوانی به عنوان فشار غالب.
"دفاع از گیاهخواری (وگنیسم) تنها یک استدلال نیست؛ بلکه مجموعهای از دلایل است که هر کدام به تنهایی متقاعدکننده و در کنار هم قدرتمندترند."
سفر ۷ روزهات را شروع کن