گازهای گلخانهای
دام حدود ۱۵٪ از کل انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فعالیت انسان را تشکیل میدهد — بیشتر از تمام خودروها، کامیونها، کشتیها و هواپیماها روی هم. متان از گاوها در طول ۲۰ سال تقریباً ۸۰ برابر قویتر از CO₂ است.
دامداری صنعتی بزرگترین عامل جنگلزدایی، نابودی ذخایر آب شیرین و از بین رفتن تنوع زیستی در زمین است. این صنعت بیش از مجموع تمامی خودروها، کامیونها، کشتیها و هواپیماها گاز گلخانهای تولید میکند. تغییر به سمت گیاهخواری بزرگترین کاهش اثری است که یک فرد میتواند ایجاد کند.
دامداری تقریباً یکسوم آب شیرین جهان را مصرف میکند — بیشتر در مناطقی که از پیش با کمبود آب روبرویند.
Water Footprint Network
دامداری گاوی بزرگترین عامل مفرد از بین رفتن جنگلهای بارانزای کره زمین است — کشت علوفه بیشتر مابقی را تشکیل میدهد.
Yale E360 / WRI
با این حال دام فقط ۱۸٪ از کالری و ۳۷٪ از پروتئین جهان را تأمین میکند. این حساب جور درنمیآید — و هرگز جور درنیامده.
Poore & Nemecek, 2018
متان در طول ۲۰ سال تقریباً ۸۰ برابر قویتر از CO₂ است. کاهش دام سریعترین اهرم ما برای مقابله با گرمایش کوتاهمدت است.
IPCC AR6
استفاده معمول از آنتیبیوتیک در سالنهای متراکم، موتور اصلی مقاومت ضد میکروبی است — که پیشبینی میشود تا ۲۰۵۰ سالانه ۱۰ میلیون نفر را بکشد.
WHO
دامداری صنعتی اصلیترین عامل مفرد انقراض گونهها در خشکی و دریاست.
WWF
گذار جهانی به رژیمهای گیاهمحور مساحتی به بزرگی آمریکا، چین و اتحادیه اروپا را آزاد میکند — برای جنگل، حیاتوحش و آب.
Our World in Data
دام حدود ۱۵٪ از کل انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فعالیت انسان را تشکیل میدهد — بیشتر از تمام خودروها، کامیونها، کشتیها و هواپیماها روی هم. متان از گاوها در طول ۲۰ سال تقریباً ۸۰ برابر قویتر از CO₂ است.
دامداری گاوی اصلیترین عامل مفرد جنگلزدایی آمازون است. دامداری صنعتی در کنار کشت علوفه، عامل اصلی از دست رفتن جنگلهای استوایی در جهان است.
تولید ۱ کیلوگرم گوشت گاو حدود ۱۵,۰۰۰ لیتر آب نیاز دارد. تولید ۱ کیلوگرم سبزیجات حدود ۳۲۰ لیتر. بحران آب شیرین جهان بیش از هر چیز دیگری یک بحران دامداری است.
دامداری صنعتی اصلیترین عامل از دست رفتن تنوع زیستی در خشکی و دریاست. ما پستانداران وحشی را با دام به نسبت تقریباً ۱۵ به ۱ از نظر زیستتوده جایگزین کردهایم.
دریاچههای کود و رواناب کودهای شیمیایی از مزارع علوفه در اقیانوسها و دریاچههای سراسر جهان «مناطق مرده» فاقد اکسیژن ایجاد میکنند.
اگر جهان به تغذیه گیاهمحور روی بیاورد، حدود سهچهارم زمینهای کشاورزی فعلی میتوانند به طبیعت بازگردند. بزرگترین فرصت مفرد برای احیای طبیعت که در اختیار بشریت است.
آمارهای اقلیمی ممکن است انتزاعی به نظر برسند. اما وقتی به یک وعده غذایی خلاصه میشوند، شخصی میشوند — و انتخابهای کوچک روزانه، بخش بزرگی از ردپای غذایی یک فرد را تشکیل میدهند.
یک همبرگر گوشت معمولی حدود ۶ تا ۷ کیلوگرم دیاکسید کربن (معادل) تولید میکند. یک برگر لوبیا یا عدس کمتر از ۰.۵ کیلوگرم تولید میکند. این یک اختلاف ۱۰ تا ۱۵ برابری در هر وعده برای همان بشقاب است.
یک لیوان شیر گاو حدود ۱۲۰ لیتر آب مصرف میکند و تقریباً سه برابر یک لیوان مشابه از شیر جو دوسر یا سویا، گازهای گلخانهای منتشر میکند. طعم و بافت آن در قهوه، غلات صبحانه و پختوپز، برای اکثر مردم در عرض یک هفته کاملاً عادی و غیرقابل تشخیص میشود.
سالمون پرورشی هزینههای پنهانی دارد: صید ماهیهای وحشی برای تغذیه آن، استفاده از آنتیبیوتیک و آلودگی ناشی از فضولات در آبهای ساحلی. ردپای محیطزیستی توفو تنها کسری از ماهیهای پرورشی یا وحشی است، در حالی که پروتئین آن در هر گرم قابل مقایسه است.
اینها تخمینهای محتاطانهای بر اساس تفاوت بین یک رژیم غذایی همهچیزخوار معمولی و یک رژیم گیاهی برای یک نفر در طول یک سال است. اینها حداکثر نیستند — بلکه حداقل هستند.
عمدتاً آبی که صرف کشت خوراک دام میشد، به اضافه آب مصرفی مستقیم حیوانات و فرآوری گوشت.
تقریباً به اندازه یک و نیم زمین تنیس — زمینی که میتواند به جنگل، تالاب یا علفزارهای وحشی بازگردد.
قابل مقایسه با یک پرواز رفت و برگشت بین دو قاره، هر سال، تنها با تغییر محتویات بشقاب غذا.
بیشتر مرغ و ماهی، به دلیل ساختار صنعت — اما هر یک از آنها یک موجود زنده و منحصربهفرد هستند.
گاوها، گوسفندها و بزها منابع اصلی متان هستند؛ گاز گلخانهای که در یک بازه ۲۰ ساله حدود ۸۰ برابر قویتر از CO₂ است. متان همچنین سریعتر از CO₂ تجزیه میشود — به این معنی که هر کیلوگرم متانی که امروز از انتشار آن جلوگیری کنیم، به جای خنک شدنِ تدریجی در دهههای آینده، منجر به خنک شدنِ سریعِ زمین میشود.
این موضوع باعث میشود که کاهش دامپروری یکی از معدود مداخلات اقلیمی باشد که در همین دهه نتیجه میدهد، نه در نیمه دوم قرن. این یک اهرم کمیاب است که در آن منافع شخصی و سیارهای بلافاصله در یک جهت قرار میگیرند.
مهمترین واقعیت در تحلیل پور و نمچک (۲۰۱۸) نابرابری در استفاده از زمین است. کشاورزی حیوانی — شامل محصولاتی که برای تغذیه حیوانات کشت میشوند — ۷۷٪ از کل زمینهای کشاورزی روی زمین را اشغال میکند. این زمین ۱۸٪ از کالری و ۳۷٪ از پروتئین جهان را تولید میکند. حساب این ناکارآمدی اساس استدلال زیستمحیطی علیه سیستم غذایی کنونی است.
۶٪ از کالری جهانی را از ۶۰٪ زمینهای کشاورزی تولید میکند. ردپای زمینی یک کیلوگرم پروتئین گوشت گاو ۱۶۴ متر مربع است — در مقایسه با ۲.۲ متر مربع برای توفو. این عمدتاً به دلیل زمینهای چرا نیست؛ بیشتر آن زمینی است که برای کشت محصولات خوراکی مورد نیاز است.
تقریباً ۱۰ برابر زمین بیشتری در هر واحد پروتئین نسبت به شیر جو دوسر یا شیر سویا استفاده میکند. بخش عمدهای از این غیرمستقیم است — زمینی که محصولات خوراکی برای گاوهای شیری میکارد، به جای چراگاههایی که گاوها مستقیماً در آن چرا میکنند.
ردپای زمینی بسیار کمتری نسبت به گوشت گاو به ازای هر گرم پروتئین دارند، اما همچنان ۳ تا ۱۰ برابر بیشتر از حبوبات است. این مقایسه اهمیت دارد زیرا زمینی که با کنار گذاشتن تمام محصولات حیوانی — نه فقط گوشت گاو — آزاد میشود، همان چیزی است که امکان بازسازی معنیدار اکوسیستم را فراهم میکند.
پور و نمچک تخمین زدند که تغییر جهانی به رژیمهای غذایی گیاهی میتواند ۷۵ درصد از زمینهای کشاورزی را آزاد کند — مساحتی تقریباً به اندازه ایالات متحده، چین، اتحادیه اروپا و استرالیا روی هم — در حالی که همچنان جمعیت جهان را با کالری بیشتری نسبت به آنچه در حال حاضر تولید میشود، تغذیه کند.
ارزیابی جهانی تنوع زیستی IPBES (2019) نشان داد که حدود ۱ میلیون گونه جانوری و گیاهی در حال حاضر در خطر انقراض قرار دارند — بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشر. عامل اصلی تغییر کاربری زمین است، با گسترش کشاورزی که ۷۰٪ از جنگلزدایی جهانی را به خود اختصاص میدهد. کشاورزی حیوانی — هم ردپای مستقیم چرا و هم ردپای غیرمستقیم تولید محصولات خوراک دام — مسئول اکثریت این گسترش است.
مکانیسم خاص اهمیت دارد: هنگامی که زیستگاه بومی به محصولات تککشتی یا مراتع تبدیل میشود، گونههای تخصصی که به آن زیستگاه وابسته هستند، نمیتوانند زنده بمانند. آنها جایی برای رفتن ندارند. گونههای عمومی در چشماندازهای دستخورده رشد میکنند؛ گونههای تخصصی میمیرند. نتیجه، جایگزینی ثابت پیچیدگی بیولوژیکی با سادگی بیولوژیکی است. معکوس کردن این روند نیازمند آزاد شدن زمین است — و مستقیمترین راه برای آزاد کردن زمین در مقیاس وسیع، تغییر تولید غذا به سمت سیستمهای گیاهی است.
رواناب کشاورزی — عمدتاً نیتروژن و فسفر حاصل از کودهای مورد استفاده در محصولات علوفهای — به رودخانهها و در نهایت به اقیانوسهای ساحلی سرازیر میشود، جایی که باعث اوتروفیکاسیون میشود: رشد انفجاری جلبکها که اکسیژن را کاهش میدهد و مناطق مرده ایجاد میکند. در حال حاضر بیش از ۴۰۰ منطقه مرده اقیانوسی مستند در سراسر جهان وجود دارد، که بزرگترین آنها تقریباً ۷۰,۰۰۰ کیلومتر مربع در دهانه رودخانه میسیسیپی را پوشش میدهد. این مناطق با افزایش تولید محصولات علوفهای در حال گسترش هستند.
آبزیپروری — پرورش ماهی و غذاهای دریایی — مدتهاست که به عنوان راهحلی برای صید بیش از حد تبلیغ میشود. در برخی اشکال میتواند مفید باشد. اما پرورش فشرده ماهی سالمون و ماهی تن نیازمند مقادیر زیادی «ماهی علوفهای» وحشی بهعنوان خوراک است — به این معنی که تولید ماهی سالمون پرورشی، همان صید بیرویه را که قرار بود جایگزین آن شود، به دنبال دارد. قفسهای دریایی همچنین زباله و بیماری را در آبهای ساحلی متمرکز میکنند و به جمعیت ماهیهای وحشی مجاور آسیب میرسانند. بهترین عملکرد سیستمهای آبزیپروری، صدفداران و جلبک دریایی هستند که نیازی به ورودی خوراک ندارند و میتوانند کیفیت آب را بهبود بخشند.
"روی آوردن به رژیمهای غذایی غنی از غذاهای گیاهی فرصتهای بزرگی را برای کاهش تأثیرات زیستمحیطی، از مزرعه تا چنگال — در مورد گازهای گلخانهای، استفاده از زمین، مصرف آب و آلودگی — ارائه میدهد."
"تغییر به یک رژیم غذایی جهانی مبتنی بر گیاهان میتواند تا سال ۲۰۵۰، انتشار گازهای گلخانهای ناشی از تولید مواد غذایی را تا ۷۰ درصد کاهش دهد."
"سیستم غذایی مسئول بیش از یک چهارم انتشار گازهای گلخانهای جهانی است. مصرف کمتر محصولات حیوانی یکی از قویترین اقداماتی است که افراد میتوانند انجام دهند."
"تخریب زمین، از دست رفتن تنوع زیستی و تغییر اقلیم سه روی متفاوت از یک چالش اصلی هستند: فشارهای فزاینده خطرناکی که فعالیتهای انسانی بر این سیاره وارد میکنند."
"تنها و مهمترین کاری که میتوانید برای سیاره انجام دهید، خوردن حیوانات کمتر است."
— جوزف پور (Joseph Poore)، دانشگاه آکسفورد (نویسنده اصلی بزرگترین تحلیل تأثیرات زیستمحیطی غذا تا به امروز)